خودتون قضاوت کنید

قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو می کند ومیگذاشت برای پیرزن  ...

اون جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی می کرد گفت: اینارو واسه سگت میخوای مادر؟!

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سگ؟!!

جوون گفت: اره … سگ من این فیله هارو هم با ناز می خوره … سگ شما چجوری اینارو می خوره؟!

پیرزن گفت: میخوره دیگه ننه … شکم گشنه سنگم میخوره
جوون گفت: نژادش چیه مادر؟!

پیرزنه گفت: بهش میگن توله سگ دوپا ننه …ایناره برای بچه هام میخوام ابگوشت بار بذارم !

جوونه رنگش عوض شدچند تیکه بزرگ از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن

پیرزن بهش گفت: تو مگه ایناره برای سگت نگرفته بودی؟!

جوون با شرمندگی گفت: چرا !

پیرزن گفت: ما غذای سگ نمیخوریم ننه … بعد فیله ها رو گذاشت اونطرف و اشغال گوشتهاش رو برداشت و رفت !


قصابه هم شروع کرد به وراجی که: خوبی به این جماعت نیومده آقا …

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
شقایق

گاهي مسير جاده به بن بست ميرود گاهي تمام حادثه از دست ميرود گاهي همان کسي که دم از عقل ميزند در راه هوشياري خود مست مي رود گاهي غريبه اي که به سختي به دل نشست وقتي که قلب خون شده بشکست مي رود اول اگرچه با سخن از عشق آمده آخر خلاف آنچه که گفته است مي رود واي از غرور تازه به دوران رسيده اي وقتي ميان طايفه اي پست مي رود هر چند مضحک است و پر از خنده هاي تلخ بر ما هر آنچه لايقمان هست مي رود گاهي کسي نشسته که غوغا به پا کند وقتي غبار معرکه بنشست مي رود اينجا يکي براي خودش حکم مي دهد آن ديگري هميشه به پيوست مي رود اين لحظه ها که قيمت قد کمان ماست تيريست بي نشانه که از شست مي رود بي راهه ها به مقصد خود ساده مي رسند اما مسیر جاده به بن بست میرود