اى مادر بی کسی های پدر.

پدر که رفت، گمان می‏کردیم جان پدر در میان ماست.
گمان می‏کردیم از این پس شمیم گل محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، با عطر گام‏های تو فضا را آکنده خواهد کرد.
نمی‏دانستیم چند سپیده بیشتر در میان ما نخواهی ماند
نمی‏دانستیم نخستین پیوسته به رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم تو خواهی بود.
نمی‏دانستیم زودتر از سرنوشت، گرد و غبار بی‏مادری بر سر و رویمان خواهد نشست.
آن روزها که غم، تنها همراه همیشه‏ات بود و اشک، همرکاب غصّه‏های ناتمامت
آن روزها که بغض بیت الاحزان با مرثیه‏های جانسوزت در هم می‏پیچید
آن روزها که «فدک»، آوردگاه حماسه پر شکوه تو بود؛ نماد حق خواهی انسان در گستره بلا کشیده تاریخ.
ای مادر بی‏کسی‏های پدر!
ای شانه‏های استوار علی!
برخیز! برخیز و آهنگ مسجد کن.
برخیز و با شراره‏های کلامت، کاخ‏های ستم را ویرانه کن!
برخیز و دست‏های یاری علی علیه‏السلام را بفشار!

/ 27 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

دوست خوبم سلام من آپم تونستی بیا[گل]

ستوده

سلام دوست خوبم . ممنون که میای بهم سر میزنی . وممنون از لطفی که داری عزیزم . موفق باشی [ماچ][قلب]

آذر

سلام.[گل] بی بهانه از نو شدم... آروم میشم با حرف قشنگت

شاپرک

او از همه تنهاتر بود در این دنیا ازهمه عاشق تر بود در این دنیا کاش بر خیزد... سر نزدی خودم بهت سر زدم

گل گندم

..............[گل] مثل همیشه عالی بود!!

شاپرک

آمدم آپ نبودی. ممنون که سرزدی....

گل هیچ

ایستادن ، اجبار کوه بود رفتن سرنوشت آب افتادن تقدیر برگ و ... ! صبر..... پاداش آدمی!!