...

آدمی بوی مرگ را که می شنود صمیمی می شود
بر بستر احتضار هر کسی "خودش" است .وحشت مرگ او را چنان سراسیمه می سازد که مجال تظاهر نمی ماند
حادثه چنان بزرگ است که بزرگان همه کوچک می شوند.
 

/ 1 نظر / 11 بازدید
بودن یا نبودن

بهانه ی مرگ!!! قدیم ها میترسیدم از مرگ... الآن هم بعضی وقتها...! ولی جای دنجی است این قبر ... خانه ی ابدی وکوچک من ... دلم بیشتر وقتها تنگ است برای خانه ام ... دوباره بهانه گرفته ام انگار ... دلم خدا میخواهد ... خدااااااااااااااا ...