غروب کویر سرشار از سکوت و چه با شکوه

ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر

آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که

امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و

شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد. 

نوشته شهید چمران به دکنر شریعتی

/ 3 نظر / 15 بازدید
نیما

سلام. ایام فاطمیه رو به شما دوست عزیز تسلیت عرض میکنم. به وبلاگ من هم سر بزنید. اگر مایل به تبادل لینک هستی منو با اسم ((از اینجا تا هدف)) لینک کن و بم خبر بده تا با کمال میل لینکت کنم. مرسی

تنها نیوز

[گل]

عاشق یک لحظه نگاهت

سید مجتبی خیلی حضرت زهرا سلام الله علیها رو دوست داشت یه شب دیدم صدای ناله از اتاقش بلند شد با نگرانی رفتم سراغش دیدم پاهاش رو تو شکمش جمع کرده دستش هم روی پهلوش گذاشته و از درد دور خودش می پیچه بلند بلند هم داد می زد: آخ پهلوم ... آخ پهلوم چند دقیقه بعد آروم شد گفتم: چته مادر! چی شده؟ گفت: مادر جان! از خدا خواستم دردی که حضرت زهرا س بین در و دیوار کشید رو بهم بچشونه الان بهم نشون داد خیلی درد داشت مادر... خیلی! راوی: مادر شهید سید مجتبی علمدار فدای مادر سادات سلام الله علیها... بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد