در رویاهایم دیدم که با خدا گفتگو می کردم .

خدا پرسید :پس می خواهی با من گفتگو کنی ؟

گفتم اگر وقت داری !

خدا خندید :وقت من بینهایت است بنده ام بپرس!

چه چیز انسان شما را سخت متعجب می کند؟

خدا گفت : کودکیشان و اینکه انها زود از کودکیشان خسته می شوند

عجله دارند که بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو میکنند که کودک باشند.

اینکه انها با اضطراب به آینده می نگرند و حال را فراموش می کنند


و اینگونه است که نه در حال زندگی میکنند و نه در آینده .

اینکه انها به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نمی میرند و به گونه ای می میرند

که گویی هرگز زندگی نکرده اند .

خدا دستانم را گرفت چند لحظه ای سکوت کردیم...

دوباره پرسیدم : دوست دارید آدمها چه درسی بیاموزند؟

گفت : بیاموزند که آنها نمیتوانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد



موضوعات مرتبط:

تاريخ : چهارشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٩ | ٥:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()